فلسفه مباهله
30 بازدید
تاریخ ارائه : 10/30/2013 1:45:00 PM
موضوع: تفسیر

مباهله (نفرین کردن دو نفر به یکدیگر)، بعد از گفتگو و مباحثه انجام مى گیرد و این کار براى آن است که باور و یقین رهبران دینى را به معتقدات شان اثبات کند; چنان که پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله وسلم) بعد از آن که با نمایندگان مسیحیان نجران مذاکره و مباحثه نمود و بحث هاى آنان به نتیجه نرسید خداوند سبحان به پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله وسلم) فرمود: «فَمَنْ حَآجَّکَ فِیهِ مِنم بَعْدِ مَا جَآءَکَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ...ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَل لَّعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْکَـذِبِینَ»(آل عمران،61) هر گاه بعد از علم و دانشى که (درباره مسیح) به تو رسیده، (باز) کسانى با تو به محاجّه و ستیز برخیزند، به آن ها بگو: «بیایید ما فرزندان خود را دعوت کنیم، شما هم فرزندان خود را; ما زنان خویش را دعوت نماییم، شما هم زنان خود را; ما از نفوس خود دعوت کنیم، شما هم از نفوس خود، آن گاه مباهله کنیم; و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم».هنگامى که پاى مباهله به میان آمد نمایندگان مسیحیان نجران فرداى آن روز براى این کار مقرر کردند و پس از مراجعه به شخصیت هاى نجران، اسقف (روحانى بزرگشان) به آنها گفت: شما فردا به محمد نگاه کنید. اگر با فرزندان و خانواده اش براى مباهله آمده بود، از مباهله با او بترسید و اگر با یارانش آمد، با او مباهله کنید. فرداى آن روز، پیامبر آمد، در حالى که دست على بن ابى طالب(علیه السلام) را گرفته و حسن و حسین(علیهما السلام) پیش روى او راه مى رفتند و فاطمه(علیها السلام) پشت سرش بود. نصارا نیز بیرون آمدند; درحالى که اسقف آنها پیشاپیش آنان قرار داشت. درباره همراهان پیامبر سؤال کرد، به او گفتند: این، پسر عمو و دامادش و محبوبترین خلق خدا نزد اوست و این دو پسر، فرزندان دختر او از على(علیه السلام)هستند و آن بانوى جوان، دخترش فاطمه، عزیزترین مردم نزد او و نزدیکترین افراد به قلب اوست... . اسقف گفت: من مردى را مى بینم که در مباهله با کمال جرأت اقدام مى کند و گمان مى کنم راستگو باشد که در این صورت، به خدا قسم، یک سال بیشتر بر ما نخواهد گذشت; درحالى که در تمام دنیا، حتى یک نصرانى هم وجود نداشته باشد که آب بنوشد، و عرض کرد: اى ابوالقاسم! ما با تو مباهله نمى کنیم; بلکه مصالحه مى نماییم و پیامبر(صلى الله علیه وآله)با آنها مصالحه کرد.(1)از روایاتى که از پیشوایان معصوم(علیهم السلام) نقل شده، استفاده مى شود که مباهله اختصاص به پیامبر نداشته است، بلکه هر فرد با ایمانى در مسائل مذهبى مى تواند براى هر حقیقتى از حقایق ثابته دین، با مخالفان به مباهله برخیزد. چنان که در روایتى از امام صادق(علیه السلام) آمده است: «ابى مسروق از آن حضرت پرسید: ما هرگاه با مخالفین مذهب به آیاتى از قرآن (مانند: نساء/59،مائده/55، شورى/23 و...) استدلال مى کنیم، آنان مطلب دیگرى مى گویند و استدلال ما را نمى پذیرند; حضرت فرمود: در این هنگام آنان را به مباهله دعوت کنید» سپس امام صادق(علیه السلام) آداب مباهله کردن را براى ابى مسروق بیان نمود.(2)فلسفه مباهله، بازشناسى حق از باطل و نابودى اهل باطل است. در صورتى که اهل باطل با استدلال منطقى، تسلیم حق نشوند و لجاج ورزند با مباهله، هم اهل باطل نابود مى شود و هم حقیقت براى کسانى که حق براى آنان مشتبه شد و آشکار مى گردد.*******1: تفسیر نمونه،ج 2،ص 578 ـ 5792: اصول کافى،ج 2،ص 498